خرید بک لینک
از صبح تا الان يكدفعه خندم ميگيره از دست خودم. بابت خواب ديشب. خواب ديدم مدل لباس فرانسوي به رنگ قرمز پوشيدم با يه گل توري بزرگ قرمز رو موهام. خيلي قشنگ بود لباس. يه جا مهموني بود. منم يه گوشه ايستاده بودم. يه آقا اومد شروع كرد باهام حرف زدن. هههه...علي كاپيتان بود. هنوز چند جمله نگفته بود كه نفهميد

برچسب: نویسنده: بهنام قنبری تاريخ: جمعه 23 تير 1396 ساعت: 4:35

يك نفر برام اسمس فرستاد: پ مثل پناه پ مثل پدر همان كه نبودنش مرگ غرورمان را رقم زد و جاي خالي اش اندوه بار بر سرمان هوار مي كشد كاش من هم پدر داشتم تا بجاي خيرات، هديه مي خريدم و بجاي روزت مبارك پدر، نميگفتم روحت شاد پدر... ************** پدرم روحت شاد ************** دروغه اگه هنوز برام عادي شده يا

برچسب: نویسنده: بهنام قنبری تاريخ: جمعه 23 تير 1396 ساعت: 4:35

in roza shadidan niaz be neveshtan dashtam blogfa moshkel dasht vali alanam keyboard farsi nadaram faghat begam bayad esterahat konam khastam roohi jesmii khasteye tanhayiii hastam delam mosaferat mikhad tooolani va bi baame shayad be zooodi modatie to jomjome saram halat haye normali nadaram emsh

برچسب: نویسنده: بهنام قنبری تاريخ: جمعه 23 تير 1396 ساعت: 4:35

سلام به اونایی که هنوز هستن و اونایی که رفتن و ممکنه یه روز باز برگردن..مثل من بگم واقعا وقت ندارم یا حوصله .یا امکاناتم کمه . یا انرژی ندارم. ی تنبل شدم خلاصه همه اینارو جمع بکنین میشه اینکه من ننوشتم این مدتت و نیستم اتفاقات که زیاد بوده خوب و بد و درهم و قاطی خلاصه میگم هرچند هرکدومش یه دنیا اتفا

برچسب: نویسنده: بهنام قنبری تاريخ: جمعه 23 تير 1396 ساعت: 4:35

یک ماه و نیم درست بد از عروسی خواهرم وقتی از سفر برگشیم مراسم تولد پسرخاله کوچیکه بود. که با مراسم ختنه سورونش یکی شد. همه فامیل اومدن از دور و نزدیک. حتی اون خاله ای که سالهاست با همه قطع ارتباط کرده بود و جدیداا داره باب رفاقت رو میریزه. با دخترش که همسن منه و چندسال راهنمایی رو باهم بودیم. شب خیل

برچسب: نویسنده: بهنام قنبری تاريخ: جمعه 23 تير 1396 ساعت: 4:35

یک چیزایی هست که نمیدونم خودت باعث اونا هستی یا ذاتا میاد تو زندگیت و جدا نمیشه رای من هم شده این چیزا درست مثل خیلی از ادمای دیگه موضوع من انتظارات منه...در نگاه دیگران من هیچ انتظاری نباید داشته باشم. هیچ حقی هم ندارم. اگر خودم رو محق بدونم حتی شده به درک ساده ای از احساساتم ... میشم ادم پرتوقع و

برچسب: نویسنده: بهنام قنبری تاريخ: جمعه 23 تير 1396 ساعت: 4:35

سلام

سلام به خودم و سلام به دوستانم

به خودم سلام میکنم چون خیلی از حال خودم دور شدم

دوست خوبم چکنویس برام چیزی نوشته بودی که تا اعماق ذهن و قلبم رفت

و حق مطلب رو خلاصه و روان گفتی:* وبلاگ نویسی واقعی ترین قسمت زندگیمون بود!*

نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین ۱۳۹۶ساعت 7 PM توسط pari|

برچسب: نویسنده: بهنام قنبری تاريخ: جمعه 23 تير 1396 ساعت: 4:35

سلام. دلتنگ صداقت خیلی هاتون هستم یک جاهایی ادم به سکوت زبان میرسه . هرکسی یکجور سکوت میکنه و تازه فهمیدم سکوت من منشا نوشتن منه. هرجا که نیاز باشه سکوتم عمیق تر بشه و خفه کننده تر. دستم به قلم میره... هرچند از شما چه پنهون یکی از بزرگترین اشتباهاتم شاید این بود که پی سی رو دادم رفت و خودمو بازیچه

برچسب: نویسنده: بهنام قنبری تاريخ: جمعه 23 تير 1396 ساعت: 4:35

میام میگم سلااام و باز میرم به هوای ناکجا آباد و باز تا کی سر از اینجا در بیارم بدقول گفتم.... اما نه. بدقولی نمی کنم. روزگارم همچون گذشته دویدنهاست و دل مشغولی ها و ... با این فرق که قبلها شاید ذره ای از زندگیم هم سهم خودم بود ولی حالا صبح رو شب می کنم و شب رو خواب میبینم و صبح باز خسته تر بیدا

برچسب: نویسنده: بهنام قنبری تاريخ: جمعه 23 تير 1396 ساعت: 4:35

دوست قدیمی من

خوبی؟

پیام خصوصیت رو دیدم اما هیچ راه تماسی ندارم که جوابی بدم

لااقل ادرس وبلاگی بزار

نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر ۱۳۹۶ساعت 12 AM توسط pari|

برچسب: نویسنده: بهنام قنبری تاريخ: جمعه 23 تير 1396 ساعت: 4:35

صفحه بندی